سيد محمد حسن مرعشى شوشترى

62

ديدگاه هاى نو در حقوق كيفرى اسلام ( فارسى )

نامشروع ساختن عمل او خلاف عدل و منطق است . فرض كنيد كسى مىخواهد چشم شما را كور كند و شما مطمئن هستيد با عملى كه در قياس صورى از حيث درجه با نابينايى و متناسب با آن باشد نمىتوانيد از وى جلوگيرى نماييد بنابراين ناچار مىشويد كه طرف را حتى به قتل برسانيد ، آيا عمل شما نامشروع است ؟ بديهى است كه هيچ وجدان سالمى چنين حكمى نكرده و هيچ قاضى منصفى براى اينكه نگذاشته‌ايد از نعمت بينايى محرومتان كنند ، شما را محكوم نخواهد ساخت . درست است كه آدمكشى فى نفسه شديدتر از ايراد جرح ( حتى منتهى به نقص عضو مثل كورى ) مىباشد و به اصطلاح با آن نامتناسب است اما براى جلوگيرى از حمله نامشروع چنان كه ارتكاب آن ضرورت داشته باشد نامتناسب نخواهد بود . ثانياً تعيين ميزان خطر غالباً ميسر نمىباشد ، بنابراين تعبير تناسب دفاع و خطر به مشابهت و توازن اقدام دفاعى با صدمه ناشى از خطر احتمالى ، علاوه بر اينكه صحيح و منطبق با موازين حقوقى نيست ، عملى هم نمىباشد « 1 » واژه تناسب چنان كه گفته شد ابتدا در قانون مجازات عمومى ايران آمده و پس از انقلاب نيز همين واژه در قانون مجازات اسلامى بدون كم‌وكاست نقل گرديده و ظاهراً مراد از آن اين است كه در دفاع مشروع ، شخص مدافع نبايد اعمالى را انجام دهد كه ارتكاب آنها براى تحقق دفاع ضرورتى ندارد . بنابراين در دفاع لازم است رعايت الاسهل فالاسهل گردد . « 2 » مرحوم محقق صاحب جواهر نيز همراه با متن شرايع عباراتى با اين مضمون دارند ، كه فقهاء بدون اختلاف قائل به اين هستند كه بايستى در دفاع از آسانترين راه استفاده كرد ، چنانچه مهاجم با يك صدا دفع مىشود بايد او را به اين طريق دفع نمود و اگر دفع نمىشود لازم است با صيحه كشيدن ، كمك گرفتن و در صورت عدم دفع مىتواند او را ، با دست و سپس با ضرب عصا و در آخرين مرتبه با سلاح دفع نمايد و رعايت اين مراتب طبق نظر مشهور لازم است . « 3 »

--> ( 1 ) . دفاع مشروع ، تأليف دكتر عباس باقرى ، تهران 1342 ، ص 109 و 110 . ( 2 ) . رك : حقوق جزاى اسلامى - تأليف عبد القادر عوده ، بازنگرى ، تحقيق و تطبيق ، عباس شيرى ، ص 373 ، پاورقىهاى فقه شيعه از شماره 153 به بعد . ( 3 ) - رك : محمد حسن نجفى ، جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 651 - محقق حلى ، شرائع الاسلام ، ج 4 ، ص 175 . آيت الله سيد ابو القاسم خوئى ، مبانى تكملة المنهاج ، ج 1 ، ص 349 - شهيد ثانى ، الروضة البهية ، ج 9 ، 9 - 34 .